تبلیغات
اخبار علم و فناوری - داستان های كوتاه و پند اموز

ز گهواره تا گور دانش بجووی

داستان های كوتاه و پند اموز

نویسنده :رضا ثمربخش
تاریخ:شنبه 27 آذر 1389-04:41 ب.ظ

 
داستان های كوتاه و پند اموز
 
در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این كه عكس العمل
مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از
كنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می كردندكه این چه شهری است كه نظم ندارد
. حاكم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود این هیچ كس تخته سنگ را از وسط بر
نمی داشت . نزدیك غروب، یك روستایی كه پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیك سنگ شد.
بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار
داد. ناگهان كیسه ای را دید كه زیر تخته سنگ قرار داده شده بود ، كیسه را باز كرد و داخل آن
سكه های طلا و یك یادداشت پیدا كرد. پادشاه در ان یادداشت نوشته بود:
 
"هر سد و مانعی می تواند یك شانس برای تغییر زندگی انسان باشد"
 
نظر فراموش نشه 


نوع مطلب : داستان  و... 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo